تغییر، شاید خوب یا شاید هم بد، من باید تغییر کنم، چون می خوام بهتر بشم. چون می خوام بزرگ تر بشم، چون می خوام زندگی کنم، چون می خوام خودم بشم. خیلی سخته که وقتی یک چیزی هستی، چیز دیگه ای بشی، احتمالا شما این رو حس کردید یا اگر هم این رو حس نکردید در طی زمان براتون اتفاق افتاده. من از اولین روزی که وبلاگ نویسی می کنم کلی تغییر کردم، نمی‌گم تغییر هام خوب بوده ولی به هرحال تغییر بوده، شاید بد نوشته باشم ولی خوبی تغییرم اینه که هنوز می نویسم. توی این فکر بودم که یک آدم دیگه شم، یکم آروم تر، یکم بهتر. بیشتر فکر کنم، کمتر حرف بزنم. سرم تو کار خودم باشه، احساساتم رو یکجا بروز نکنم، زندگی کنم ولی ناراحت نباشم..

متاسفانه مفهوم زندگی با ناراحتی، درد و غم پیوند خورده ولی من می‌خوام جداش کنم. می خوام یک جور دیگه زندگی کنم. چرا نباید از خوردن یک شکلات لذت نبریم ؟ چرا باید دروغ بنویسیم؟ چرا باید به اصطلاح شو-آف کنیم ؟ چرا خودمون نباشیم ؟ خودمون شاید زیبا تر از این بدلی باشیم که ساختیم...

چرا..؟